خرید بک لینک

درباره سایت

my life

آخرین مطالب

امکانات وب

یه کار کوچک تو بهزیستی داشتم نمیدونم طراح ساختمونش کی بوده ولی افتضاح بوده معمارش مهندسش

اتاق های تو راهروهای تو در تو من که آدم سالمم گیچ شدم تو طبقات

پیدا کردن اتاق ها

خدا بداد ادمهای معلول برسه که ....

چیزی نگم بهتره

یکی از کارمندهام که رسما خواب بود به زور جواب میداد انگاری صبحونه نخورده اومده بودند اعصاب نداشتند ....

بگذریم

بارون میومد یک ایستگاه زودتر پیاده شدم پیاده زیر بارون رفتم تا بهزیستی

حال دلم خوب شد ولی خیس شدم همه چتر داشتند منم چترم تو کیف بود حال باز کردنش نداشتم

برگشتنی خواستم پیاده برگردم شدید شده بود

دلم یک سرماخوردگی نمیخواد

حالا که باید سر وقت و قبراق سر کار برم

اتوبوس ااومد سوار شدم

ولی دلم هوس کافه و قهوه و یک پنچره رو به بارون میخواد

رفتم خونه اینو از خودم دریغ نمی کنم

برچسب: نویسنده: شیدا حسینیان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:15

صفحه بندی