خرید بک لینک

درباره سایت

my life

آخرین مطالب

امکانات وب

اینبار که کتابهارو تحویل دادم کلا ثید ادبیات داستانی و رمان و ....زدم هیچ هیجانی نداشتم برم سمت رمان و داستان

حتی کتابهای خارجی

بین قفسه ها چرخ میزدم بین موضوعاتی که میتونه جذبم کنه ردیف موضوع ها نگاه میکردم از ادبیات و تاریخ و ...گذشتم

توی ردیف علوم اجتماعی و زبان وایسادم چند لحظه بعد رد شدم رفتم

اخر ردیف ها موضوع فلسفه بود وایسادم کتاب هارو نگاه کردم قاطی روانشناسی

پنچ تا کتاب کوچک زندگینامه بزرگان

بدون نگاه کردن برداشتم و رفتم سمت کتابدار

از کتابخونه که زدم بیرون بارون میومد

هوا سرد و لباس تنم کم

نزدیکترین وسیله اتوبوس بود سوار شدم یکساعت و نیم تو راه بودم

حالا که بعد شام اومدم یکیش بخونم دو سه صحفه نخونده چشمام تار شد

عینک دراوردم فکر کروم کثیفه تمیزش کردم دوباره زدم بازم تار دیدم

بستم

گزینه بعدی تلگرام بود که نت نیست

گزینه بعدی وب رفقا بود که اونام خراب بود حالشون

گزینه بعدی نوشتن احوالات خودم بود

بی خیال همه چیز

افسردگی

گرونی

سرماخوردگی و

.....اتاق سرد

خزیدم زیر پتو و هندزفری به گوش

اهنگهای اولی همه ملایم و در فراق یار و ...

چشمهام بسته بودم همینجوری گوش مکردم اهنگ تموم شد

فکر کردم هانگ بعدی غمگین و ....هست

که یهو صدای شب پره اومد اهنگ شیش و هشت

یهو حس کردم دلم رقص میخواد

حرکت پا که اروم تکون میدادم

این جمله تو کتاب یادم اومد

اگه حالت خوب نیست فکرت عوض کن حالت خوب میشه

دقیقا وصف حال منه

برچسب: نویسنده: شیدا حسینیان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:15

صفحه بندی