و تو در تاکسی جلو نشستی پشت چراغ قرمزی
خسته از کارهای اداری روزمره
تو یک روز سرد آذر ماه
در حالی که سرت چسبوندی به شیشه و آسمون گرفته نگاه می کنی
مسافرهایی که توی ماشین های دیگه
دلت یه بغل گرم بخواد
یک همراه
یک عشق
اگه توقع زیادیه
پس واسه چی اومدم بدنیا که فقط عشقولانه های بقیه تماشا کنم
خدا جون
من که چیز زیادی نخواستم نمی خوام
فقط یک همراه
یکی که باهاش همیشه باشم
این دو روزه ها همه حس زندگی کردن ازم میگیرند
من یک همسر یک همراه یک
برچسب:
نویسنده: شیدا حسینیان